لسان الملك سپهر
405
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
مىشنوى آنچه من مىشنوم ، و مىبينى آنچه من مىبينم ، مگر اينكه تو پيغمبر نيستى . بالجمله شيطان چهار نوبت بناليد ، نخست : آن روز كه ملعون گشت ؛ دوم : گاهى كه او را از بهشت به زير افكندند ؛ سيم : روزى كه پيغمبر خداى بعثت يافت ؛ چهارم : آنگاه كه سورهء حمد بر آن حضرت فرود شد . و نيز چون بعد از عيسى عليه السّلام فريشتگان خداى زمانى دراز اصغاى وحى نفرموده بودند و در به دو بعثت خاتم الانبياء از وحى قرآن بانگى به شدّت شنيدند چونان كه آهنى سنگ سخت كوفته شود و از آن آواز دهشت يافته مدهوش شدند . پس چون وحى به نهايت شد جبرئيل عليه السّلام فرود آمده در هر آسمان فريشتگان را به خويش آورد و دهشت ايشان را برگرفت . منع شياطين از آسمان و چون وحى به زمين آمد ، از پس بيست ( 20 ) روز شياطين يك باره از راه جستن به فلك و استراق سمع ممنوع شدند و جن را سفر آسمان مقطوع گشت ، چنان كه خداى مىفرمايد : قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً « 1 » [ عجبا ] . يعنى : اى محمد ، بگو وحى كرده شد ، به من آنكه شنيدند قرآن را گروهى از جن ، پس گفتند به درستى كه ما شنيديم قرآنى شگفت . و اين شياطين به جانب آسمان صعود مىكردند و گوش فراداشته از اهل سماوات كلمات اصغا مىنمودند و از حادثهاى كه در زمين باديد آيد آگاه شده و يك سخن حق را با چند باطل آميخته كاهنان را آگهى مىدادند ، و ايشان از آينده خبر مىگفتند . كما قال اللّه تعالى : وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً « 2 » يعنى : به درستى كه بودند مردان از آدميان كه پناه مىگرفتند به مردان جن پس
--> ( 1 ) . سورهء جن ، آيهء 1 : بگو گروهى از جنّيان به سخنانى كه به من وحى شده است گوش فرا دادند و گفتند : ما قرآنى بىعيب شنيديم . ( 2 ) . سورهء جن ، آيهء 6 : از ميان آدميان به مردانى از جنّيان پناه مىبردند و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مىشدند .